حسن حسن زاده آملى

391

هزار و يك كلمه (فارسى)

چون حروفى بر آن زياده گردد گران شود لذا در جمع سفرجل سفارج گويند ، و در جمع عندليب عنادل ، و تصغير جحمرش را جحيرش كه از حروف اصل كلمه اسقاط كنند تا تلفظ آن ثقيل نباشد . تذنيب : حروفى كه در كلمات عرب بر اصول زياد مىشود ده حرف‌اند و آنها را حروف زياده گويند ، و مراد اين است كه حروف زياده جز آن ده حرف نباشد نه اين كه هميشه آنها در هر كلمه‌اى يافت شوند زياده‌اند ؛ و همه حروف زياده در جمله « سألتمونيها » ، يا « اليوم تنساه » جمع‌اند . گويند : شاگردى از استادش پرسيد كه حروف زياده چيست و چنداند ؟ استاد در جواب گفت : « سألتمونيها » ؛ شاگرد گمان برد كه پيش از آن بپرسيد و اكنون او را به جواب پيش احاله كرد ؛ به استاد گفت : من بجز اين بار نپرسيدم ؛ استاد گفت : « اليوم تنساه » ؛ شاگرد گفت : به خدا فراموش نكردم ؛ استاد گفت : اى گول دو بار پاسخ پرسشت را بشنيدى . و نيز آن ده حرف را اين جمله « هويت السّمان » حائز است . آورده‌اند كه مبرد از مازنى دربارهء حروف زياده پرسيد ، مازنى گفت : هويت السّمان فشيّبنني * و قد كنت قدما هويت السّمان مبرد گفت : من تو را از حروف زياده مىپرسم و تو براى من شعر انشاد مىكنى ؟ ! مازنى گفت : دوبار سؤالت را جواب دادم . و ديگرى نيز نيكو سروده است : سئلت حروف الزائدات عن اسمها * فقالت و لم تبخل : « أمان و تسهيل فصل سوم چنان كه در علم عروض براى سنجيدن اشعار و تميز اوزان صحيح آن از سقيم ، و كامل آن از ناقص ميزانى به نام بحرهاى عديده مانند بحر تقارب ، و بحر رمل ، و بحر مجتث و غيرها به كار مىبرند ؛ و نيز چنان كه علم منطق ميزانى است